تبليغاتX
پاواروتی

پاواروتی

چشم ها به اندازه عرض شانه بازه باز لطفا!

ساعت نزدیکای 7 عصره کسی خونه نیست.
دوباره از لثه ام داره خون میاد.
آب دهنم رو که قورت می دم طعم خونابه میده.
نه چندشم میشه نه می ترسم.
واسم عادی شده اونقدر که تنها عکس العمل ام گذاشتن دستمال کاغذی
بین دندونای سمت راست فک بالاییمه.
سردمه...یه جوری دارم می لرزم که انگار وسط زمستونه!
رو گلیم کوچیکی که جلوی دستشوییه میشینم.
پاهامو بغل می کنم و جمعشون می کنم تو سینه ام.
تلفن زنگ می خوره می ره رو پیغام گیر کسی حرف نزده قطع می کنه.
دو دقیقه بعد گوشیم زنگ می خوره میره رو منشی کسی حرف نزده قطع میکنه.
دائم صدای سهیل نفیسی تو ذهنم پژواک میشه.
سوگواران در میان سوگواران
قاصد روزان ابری داروگ کی میرسد باران..

  

+ نوشته شده در  ساعت 0:20  توسط سمانه  | 

مطالب قدیمی‌تر