دنیای مجازی,دنیای عجیبیه با قوانین عجیب تری.
دنیایی پر از شک,عدم اطمینان.
دنیایی که توش نمی تونی کسی رو پیدا کنی که شاهد مشهود باشه,
که بدونه لطیفه نورانیه چیه,که تخیل خلاق داشته باشه.
وقتی این وبلاگ رو می بستم اونقدر با اطمینان این کار رو انجام دادم که ذره ای شک نداشتم.
نشد.مثل آدامس چسبیده شد به یقه کتم.
مثل سیگار افتاد تو کوله پشتیم.
شاید این پست رو از سر دلتنگی می نویسم.
دلتنگی کامنت هایی که همین آدم های از واقعیت فرار کرده بر سرم هوار کردن.
یکی تو لباس دوستی بی نام و نشان خط و نشان می کشه,
دیگری تو لباس دشمن دست دوستی به سمتم دراز می کنه.
دنیای مجازی,دنیای چشم تو چشم نیست.
دنیای یکی بگو یکی بشنو نیست.
مثل اینکه کم کم داره رسم میشه با اسم مستعار یا بدون اسم مستعار هرچی دوست داری بگو آخه اینجا آزادیه بیان داره موج می زنه!
دنیایی پر از شک,عدم اطمینان.
دنیایی که توش نمی تونی کسی رو پیدا کنی که شاهد مشهود باشه,
که بدونه لطیفه نورانیه چیه,که تخیل خلاق داشته باشه.
وقتی این وبلاگ رو می بستم اونقدر با اطمینان این کار رو انجام دادم که ذره ای شک نداشتم.
نشد.مثل آدامس چسبیده شد به یقه کتم.
مثل سیگار افتاد تو کوله پشتیم.
شاید این پست رو از سر دلتنگی می نویسم.
دلتنگی کامنت هایی که همین آدم های از واقعیت فرار کرده بر سرم هوار کردن.
یکی تو لباس دوستی بی نام و نشان خط و نشان می کشه,
دیگری تو لباس دشمن دست دوستی به سمتم دراز می کنه.
دنیای مجازی,دنیای چشم تو چشم نیست.
دنیای یکی بگو یکی بشنو نیست.
مثل اینکه کم کم داره رسم میشه با اسم مستعار یا بدون اسم مستعار هرچی دوست داری بگو آخه اینجا آزادیه بیان داره موج می زنه!
+ نوشته شده در ساعت 12:1  توسط سمانه
